برچسب:
نویسنده: حمید طاهری
برچسب:
نویسنده: حمید طاهری
برچسب:
نویسنده: حمید طاهری
برچسب:
نویسنده: حمید طاهری
باد زوزه می کشد . گرگی هم . دانه های برف درشت می شوند و سنگین تر. می دانم حالم خوب نیست اما مجبورم نقش بازی کنم. نمی دانم این سکانس چقدر طول خواهد کشید اما کسی از چیزی خبر ندارد. شاید فقط آن گرگی که بیرون زوزه می کشد بویی برده باشد ...
برچسب:
نویسنده: حمید طاهری
از الان دلم را صابون می زنم و به بهار فکر می کنم. به جاده هایی که در آن ها خواهم راند پس از این همه باران. پس از این همه برف .به دشت هایی که چشم خواهم دوخت سرشار از عطر و سرسبزی. و کوه هایی که بودن در آن ها را حسرت می کشم همواره. و همراهانی که همچون من عاشقانه سفر را خواهند ستود . تاکید می کنم عاشقانه سفر را خواهند ستود.
اندکی صبر ...
برچسب:
نویسنده: حمید طاهری
برچسب:
نویسنده: حمید طاهری
برچسب:
نویسنده: حمید طاهری
برچسب:
نویسنده: حمید طاهری
برچسب:
نویسنده: حمید طاهری
برچسب:
نویسنده: حمید طاهری